الشيخ رسول جعفريان
989
رسائل حجابيه (فارسى)
عليهنّ اجمعين - بودند . شانزدهم : مسألهء اقامهء شعاير و ترويج آثار است كه از عهدهء او خارج و منافى با وظايف و شؤون او است . و از فروعات همين اصل است جمعه و جماعات و قضاوت و فتوا و رياست بر جامعه و ديانت و اجتماعات ملّى مذهبى و تشكيل سيّارات و مجامع و جلسات خصوصى و عمومى . هفدهم : تشييع جنازه و در عقب و پيش روى جمعيت براى تشييع حركت كردن ؛ زيرا با تستّر و تحجّب زن منافى است ؛ و از خصايص رجال است . هجدهم : تحصيل بعضى علوم ، گرچه براى مردان هم غير مفيد بلكه حرام مگر رجحان عرضى پيدا كند ؛ ولى براى زنان حرامتر و جايز نيست اصلا تحصيلش ؛ از قبيل علوم تغزّلى و عشقى و يا اشعار مهملهاى كه فقط براى تغنّى و لغوگويى گفته شده ؛ زيرا اخلاق زنان را فاسد مىنمايد . و هر علم و لسان و كتاب و قصّه و رمانى كه اخلاق را فاسدكننده است ؛ گرچه براى مردان هم حرام ، ولى گاه مىشود روى غرض و مقصودى شرعى و عقلانى بعضى از رجال تحصيل مىكنند ؛ ولى زنان چون عقل آنها غير كامل و استعداد و ظرفيت آنها كم است ، مسلّما نزديكترند به فساد و واقع شدن در تحت تأثيرات مفسدين از عباد . نوزدهم : زنان حق رياست و امارت و يا حكومت و سلطنت ندارند ؛ زيرا تمامى اين عناوين منافى با طبيعت و جبلّت ايشان و باعث اختلال نظام معاشية و معاديه خواهد شد . امر سوم : تساوى زنان است با مردان در بعضى حقوق در شريعت مقدّسهء اسلام . پس بايد دانست كه حقوق زنان در اسلام به ميزان قابليت و استعداد ايشان معيّن شده تا منافى با عدل و حكمت نباشد و برطبق طبيعت و ساختمان آنها باشد ؛ چنانچه روى همين اصل حكمت و مصلحت ، آنها را محدود نموده به حدودى و در مقابل همين ، مخصوص داشته به دستورات و قيودى ؛ و باز روى همين معنا و حكمت شريك فرموده ايشان را با مردان و حق آنها را كما هو حقّه عطا فرموده ؛ و يا به پارهاى از حقوق و خصوصيات مشتركه ميانهء رجال و نساء كه ان شاء الله بعد از اين اشاره خواهيم نمود ؛ زيرا چون وقت گذشته ، ترس آن است از فيوضات محضر والدهء محترمه محروم بمانيم و الحمد لله رب العالمين و صلّى الله على محمّد و آله المعصومين و لعنة الله على أعدائهم اجمعين . درس روز بيستم چون صبح شد و حاضرين حوزه جمع گشته ، بىبى عين الحيات فرمود : خوب است امروز براى خواهران عزيزم تيمّنا و تبرّكا بخوانم عين حديث شريف باقرى عليه السلام را كه مجلسى در جلد بيست و سيم بحار صفحه 59 بيان فرمود و در اوست مقدار مهمّى از